به پسرم که هنوز با او سوپ نخورده ام
نه به هیچ دلیل مشهودی که در ذهن توست
به این دلیل که سوپ دوست ندارم
حتی اگر سوپ جو مادرم باشد و شیر هم داشته باشد
نه به این دلیل که شیر دوست ندارم
بلکه از نوشیدنی های مورد علاقه ام می باشد
نه به خاطر دست پخت مادرم
و حتی نه به خاطر خود او ، که مشکلاتم را با او و فلسفه ی رفتاری و بر خوردش
که بسیار برایم آزار دهنده است کتمان می کنم .
بلکه به خاطر احساس فلسفیم نسبت به سوپ و این که او را بیشتر برای بیماران و کودکان مناسب می بینم .
لذتی که در کتمان درد دندان ، برای گاز زدن هر پیرمرد به سیب وجود دارد .
حتی اگر از قورت دادن سیب صرف نظر کند
یا با مکیدن پنهان و دست شستن از ادامه ی ماجرا ، عدم توانایی در بلع و هضم سیب را
اگر چه نرم و جا افتاده باشد
برای ما به معمایی تبدیل کند .
ایجاد تشویش در ذهن مخاطب ، یکی از راه های همیشگی برای دور کردن ذهن او
و ایجاد کنش های نا مناسب تحلیلی در رابطه با پرداختن به هر موضوع می باشد .
با این راه از خود گریزی ایجاد شده در ذهن مخاطب می توان عیان و بدیهی بودن مسئله ای را موهوم و تار جلوه داد .
و این تنها به این دلیل است که این اجازه را به مخاطب داده ایم
تا خود ، خویش را گمراه کند .
در دوره ای که در آن زندگی می کنیم تئوری هایی مثل
عدم رهبری راهبردی در جوامع
و خود محوری جامعه
و همپایه گی طبقه های جامعه در نقش آفرینی
در تشدید قدرت برای ایجاد حرکت در جامعه
اگر چه حرکت ها از پیش تعیین شده و محرک ها نیز از قبل سر جای خود قرار گرفته اند
رواج فراوان دارد .
به جای اینگه همای در پیش رو فریاد بزند » نترس ، دستت را به من بده ، بگزار پرواز کنیم «
کرمی در بین جمعیت فغان می کند » ای قهرمانان من ضعیف ناتوان را به آنجا برسانید»
و قهرمانان همه گی سیمرغ گونه ایفای نقش می کنند .
جامعه ی ناتوان و بیماری که به مدد قاشق های سوپ آماده ، جان می گیرد
تا در روز موعود سیمرغی بسازد .
هزارها سیمرغ می سازند به خرج خون دل ملت .
اما دل کثیفشان نمی آید یک پاپاسی از جیب های گشاد همیشه سوراخشان در بیاورند .
اگر دست به جیب بردند و چیزی بیرون نیاوردند باور کن که برای خاراندن بیضه هایشان بوده است .
……………………..
علیرضا امیرخان
18-11-90
……………..






